5 - آنهم كار حرام بنام نهى از منكر



نقل مى كنند: در زمان زعامت مرجع تقليد آيت الله آقا نجفى (كه در زمان حكومت ناصرالدين شاه ، در اصفهان مى زيست ) يك روز عده اى روحانى نما در حالى كه نفس مى زدند و يك دايره شكسته و يك تنبك شكسته در دست داشتند به منزل آيت الله آقا نجفى آمدند، ايشان پرسيد: چه خبر است ؟ از كجا مى آييد؟ اينها چيست كه در دست داريد؟
در پاسخ گفتند: در مدرسه بوديم كه به ما اطلاع دادند در چندين خانه آن مدرسه ، مجلس عروسى است و در آنجا دايره و تنبك مى زدند، از پشت با مدرسه ، روى بامها رفتيم تا به آن خانه رسيديم ، داخل آن خانه شديم و مردم را زديم و دايره و دمبك آنها را شكستيم .
يكى از آنها جلو آمد و گفت : من خودم رفتم جلو، سيلى محكمى به گوش ‍ عروس زدم .
مرحوم آيت الله آقا نجفى فرمود: عجبا به راستى نهى از منكر همين است كه شما كرديد؟!، شما چندين منكر (و كار بد) را بنام نهى از منكر مرتكب شديد: 1 - مجلس عروسى بوده (كه شادى محدود اشكال ندارد) 2 - شما حق تجسس نداشتيد 3 - شما حق نداشتيد كه از پشت بامهاى مردم عبور نماييد 4 - چه كسى به شما اجازه زد و خورد داده است ؟.... بنابراين كار شما نه تنها واجب و مستحب نبوده بلكه چند كار حرام انجام داده ايد! (279)